در شبکه های اجتماعی همراه ما باشید

کودکم در ریاضی و فهم عددها مشکل دارد!

کودکم در ریاضی و فهم عددها مشکل دارد!

اختلال در ریاضیات (Mathematics Disorder)
گرچه یک کودک ممکن است قادر باشد شمارشی بی معنا انجام دهد یا جدول ضرب را از بر بخواند، اما ممکن است درک نکند که این اعداد نشانگر چه چیزی هستند. بین گفتن اعداد و درک اینکه آنها برای چه به کار می روند تفاوت مهمی وجود دارد. چنین مهارتی در فرایند رشد پدید می آید. به تدریج که کودکان به مهارت بقا دست پیدا می کنند، متوجه می شوند که اشیا یا کمیت ها علی رغم تغییر در ظاهر فیزیکی شان، به همان اندازه باقی می مانند. ولی همه ی کودکان به این توانایی دست نمی یابند و به همین خاطر است که بعد از ورود به مدرسه و مطرح شدن الزامات آموزش ریاضیات و حساب، مشکلات برخی از این کودکان جنبه آشکارتری پیدا می کند. در این حالت، اگر توانایی کودک در ریاضیات از نمره های سایر آزمونهای پیشرفت تحصیلی و هوش کلی او پایین تر باشد، اختلال در ریاضیات پدید می آید.
این اختلال که اکالکولیا، سندرم گرستمن، ناتوانی مادرزادی در حساب، دیس کالکولیا، اختلال در حساب نام گرفته است و در برگیرنده افرادی است که عملکردهای مربوط به مهارتهای محاسبه ای شان به طور قابل توجهی پایین تر از ظرفیت هوشی و آموزشی آنهاست و این تأثیر به حدی است که آشکارا در فعالیتهای روزمره یا پیشرفت تحصیلی آنها تداخل می کند.

خصوصیات بالینی
اختلال در ریاضیات به عنوان یکی از اختلالهای مهم یادگیری، نوعی ناتوانایی در سازمان دهی مهارتهایی نظیر یادگیری لغات مربوط به ریاضی و اعمال کلامی آن، توانایی تشخیص و فهم نمادها و مرتبه اعداد( مهارتهای ادراکی)، انجام اعمال اصلی و دنبال کردن توالی اعمال اصلی ( مهارتهای حسابی) و کپی صحیح رقمها و مشاهده درست نمادهای عملیاتی (مهارتهای توجهی) است. کودکان مبتلا نشانه های رفتاری مختلفی دارند. آنها اعداد را به یاد نمی آورند، تشخیص نمی دهند، نظم و ترتیب نوشتاری مربوط به ریاضیات را نشان نمی دهند، در درک رابطه هایی نظیر بلند- کوتاه-، بزرگ – کوچک، بیشتر- کمتر، قبل- بعد، شروع- پایان، چپ- راست مشکل دارند.از درک تفاوت اشکال، کپی برداری، تشخیص ارتباطهای موجود میان اندازه ها، فهم مجموعه ها و مفاهیمی نظیر مساوی، شمردن به ترتیب، به یادسپاری اعداد، تداعی نماد با کمیت، عملیات محاسباتی و فهم اندازه ها ناتوان هستند. برای برخی از کودکان، استفاده از ساعت و گفتن زمان یکی از دشوارترین مهارتهای کمی است. اکثر کوکان مبتلا به این اختلال را می توان در سالهای دوم یا سوم دبستان تشخیص داد. این اختلال اغلب با اختلالهایی همانند اختلال در خواندن و کلمه بندی نوشتاری، زبان، تلفظ، توجه، حافظه و مشکلات رفتاری نمود می یابد. هم چنین خصوصیات فرعی این اختلال شامل تأخیر در شاخصهای رشد، مشکلات آموزشی در زمینه های غیر از حساب و مشکلات و پیامدهای رفتاری- هیجانی است که متعاقب پایین بودن این مهارتها مشاهده می شود و خود به گسترش اختلال کمک می کند. ضعیف پنداری خویش، افسردگی و ناکامی به عنوان پیامد این اختلال ممکن است منجر به تردید در ادامه تحصیل، گریز از مدرسه یا اختلال سلوکی شود.
ملاک های تشخیصی اختلال ریاضیات به شرح زیر می باشد:

  • الف. مهارتهای ریاضی بر اساس آزمون استاندارد شده فردی به طور قابل توجهی پایین تر از سطح مورد انتظار، هوش اندازه گیری شده و آموزش متناسب با سن است.
  • ب. اختلا در ملاک الف آشکارا در پیشرفت تحصیلی یا فعالیتهای روزانه زندگی که مستلزم تواناییهای ریاضی است، تداخل کند. 
  • ج. اگر نقص حرکتی وجود داشته باشد، اختلال ریاضیات در زمره مشکلاتی قرار می گیرد که معمولا با این اختلال همراه اند. 

شیوع
بطور تقریبی شیوع این اختلال را 10 درصد تخمین می زنند. اطلاعات مختلف نشان می دهد که کودکان مبتلا به این اختلال، به دیگر اختلالهای یادگیری نیز مبتلا هستند. آمار نشان می دهد که این اختلال در دخترها بیش از پسرها به چشم می خورد.

سبب شناسی
از آنجایی که بسیاری از کاستیهای عصبی با تداخل در اعمال ریاضی نمود می یابند، یکی از فرضیه های اولیه در مورد علت این اختلال، نقص عصبی در نیمکره راست مغز به خصوص در قطعه پس سری را مطرح کرده است که مسئول پردازش مهارتهای فضایی، بینایی و انجام مهارتهای ریاضی است.  بطور کلی آموزش ناصحیح یا ضعیف به همراه استفاده نادرست از مواد آموزشی، بی تجربگی، و آموزش ندیدن معلمان و مربیان این معلمان، اصرار نابجای خانواده ها بر یادگیری عادتی مهارتها و حقایق، بدون توجه به درک مفاهیم و فرایندها، و پیامد ناکامیهای کودکان می توانند در ایجاد زمینه و شرایط ابتلا به اختلال در ریاضیات موثر باشند.

درمان
درمان این کودکان نیز درمانی کمک آموزشی است. روش دیستار شیوه ای برای کمک به درک مفاهیم اولیه حساب و مهارتهای لازم برای حل مسأله و تفکر درباره آنهاست.این روش دربرگیرنده بخشهای متوالی است به نحوی که توسعه هر مهارت به مهارت بعدی منتقل می شود. به عنوان مثال، شمارش، شناسایی نماد، معانی علایم، جمع و تفریق را در نظر بگیرید، هریک از این موارد در توسعه خودش می تواند به مهارت بعدی منتهی و با آن همراه گردد. 
از هرروشی که برای درمان استفاده کنیم باید بر تشخیص صحیح مشکل، تعیین راهبردهای آموزشی و مشخص کردن شیوه های تقویت و نگهداری متمرکز شویم و با تعیین عمق مشکل زنجیره های لازم برای افزایش مهارت کودکان را در محاسبات تشکیل دهیم. آموزش گروه بندی کردن، جفت کردن، تشخیص بیشتر- کمتر، به ترتیب چیدن، تشخیص تفاوت (برابر، بیشتر، کمتر)، شمردن، یاد گرفتن اسامی اعداد، ارتباط اعداد، شناخت اعداد اصلی، یادگیری «یکی بیشتر از...»، «یکی کمتر از...»، حفظ کردن اعداد، خواندن علایم و ارتباط علایم، ارتباط شماره ها با «بیشتر از...»،« کمتر از...» می تواند برای درمان این اختلال مفید باشد. باتوجه به اینکه سرسری گرفتن مشکلات این کودکان می تواند موجب پدیدایی مشکلات تحصیلی مکرر، خودپنداره ضعیف، افسردگی، محرومیت، انزجار از مدرسه و مدرسه گریزی شود، بهتر است بی درنگ به درمان این کودکان بشتابیم. آموزش فردی و گروهی می تواند همراه با آموزشهای جبرانی، پیشرفت درمان را در مبتلایان افزایش دهد. آموزش برنامه ای و افزایش توجه و عملکردهای فکری و حسی نیز در درمان این اختلال مفیدند.

منابع:
کاپلان، سادوک. خلاصه روانپزشکی علوم رفتاری، روانپزشکی بالینی.
انجمن روانشناسی آمریکا. APA. چهارمین راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی.
کاشانی، وزیری. روان شناسی مرضی کودک


 

مریم غلامی نژاد
نویسنده :مریم غلامی نژاد

مریم غلامی نژاد کارشناس ارشد روانشناسی بالینی هستم. علاقه زیادی به مطالب روانشناسی بخصوص در زمینه های اختلالات و آسیب های روانی کودک و بزرگسال دارم. خانواده درمانی و زوج درمانی از سایر موضوعات مورد علاقه من می باشد.

 




درباره ما

روان آسای سعی بر آن دارد که هر روز مطالب علمی و معتبر جدیدی در حوزه های روانشناسی، روانشناسی خانواده، روانشناسی نوجوان و روانشناسی کودک ارایه نماید، از اینکه همراهمان هستید بخود میبالیم.

 
کلیه حقوق این سایت متعلق به روان آسای میباشد.